محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
پيشگفتار 24
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
سلطنت شاه تهماسب اول است برابر مىشود و در موقع اتمام كتاب يعنى 1007 هجرى قمرى شصت و نه ساله بوده است . از زندگانى اين نويسنده گرانقدر بجز اين مختصر ، اطلاع ديگرى ندارم و چون از شرح حال و روزگار وى در كتابهاى مهم آن زمان مطلبى به چشم نميخورد ميتوان دانست كه وى با وجود نزديكى بدستگاه حكومت صفوى ، گوشهگيرى و سلامت را بر صحبت امرا و اركان دولت ترجيح مىداده و به حوادث ايام از ديدگاه عزلت و فروتنى مىنگريسته و بالمآل داستان زندگيش چون گروهى از صاحبان فضل و كمال در پردهء ابهام باقيمانده است لكن تصويرى از اخلاق و روحيات و طرز فكر او را ميتوان از لابلاى سطرهاى كتابش دريافت و دانست كه در هر حال جانب ديندارى و عدالت و مروت را در قضاوتهاى خويش فرو نگذاشته است . وقتى او ميگويد : « در شهر « مأكولات مانند رحم و مروت معدوم گرديد و اگر اتفاقا كسى با متاعى از جائى آمدى . . . سر و مال در معرض تلف بودى » « 1 » و ذكر اينكه بر اثر مظالم ولى سلطان تركمان « شهر كاشان بمرتبهاى ويران گرديد كه بجاى استادان شعر باف عنكبوتان به نساجى پرداخته و در آن شهر خرابى به صد درجه از درون عاملان ظالم در گذشت . . . » « 2 » ، هدف تنها عبارت پردازى اديبانه نيست بلكه به كار بردن لحنى است گله آميز و انتقادى در برخورد با يك زياده روى و بيعد التى . كتاب نقاوة الاثار بدون شك يكى از اسناد گرانبهاى تاريخ ايران عصر صفوى است و موضوع آن بدورانى مربوط مىشود كه از لحاظ جذر و مد سياسى و اقتصادى و نظامى و سير حوادث ، حساسترين زمانها براى خاندان صفويه بوده است . پس از فوت شاه اسمعيل بنيان گذار اين سلسله و پادشاهى شاه تهماسب اول يكدوره طولانى آرامش بوجود آمد كه ضمن آن دولت صفوى موجوديت خود را در ميان دشمنان خارجى و مخالفين داخلى استوار نمود . لكن با مرگ اين پادشاه آتش
--> ( 1 ) - ص 130 س 12 ( 2 ) - ص 230 س 10